نوشته های معلمی در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
تنها چیزی که دانش آموز یاد گرفت!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

.

.

.

.

 

 

 

 

حفظ می کرد

 

 و

 

نمی فهمید

 

 

 

نمی فهمید

و

حفظ می کرد.

 

این کل چیزی بود که

 

 دانش آموز یاد گرفته بود!


 
comment نظرات ()
 
 
کوچک بزرگ متوسط
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٤
 

 

 

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

 

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های کوچک بی دردند

 

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

 

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

 

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد

آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

 

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های کوچک مسئله ندارند

 

آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند 


 
comment نظرات ()
 
 
پایان تلخ
نویسنده : majid nazari - ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸
 

.

.

.

.

پایان تلخ

 

بهتر از

 

تلخ بی پایان

 

 

است.


 
comment نظرات ()
 
 
یادگیری یعنی...
نویسنده : majid nazari - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

یادگیری

 یعنی

 توانایی فراموش کردن را

 به اندازه به یاد آوردن

داشته باشی.

 


 
comment نظرات ()
 
 
دروغ
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳
 

.

.

.

و

اگر

دروغ

نبود

.

.

کاسبی

تمام

بدلی فروشان

شهر

کساد

می شد..

.

.

و


طلا

 هر روز

 گرانتر

 نمی شد.


 
comment نظرات ()
 
 
شیر پیر تقدیم به ناصر حجازی
نویسنده : majid nazari - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠
 

 

.

.

.

.

تمام حجم صدایش را

در چله حنجره اش گذاشت

 و

اخرین نعره اش کشید

و

 با شلیک نگهبان جنگل کف قفس ارام گرفت

..

.

 

هیچ کدام از تماشا چیان وحشت زده نمی دانستند

 دارد لبخند میزند

و

 میمیرد .

..

.

 

آخر

شیر پیر

 می خواست

شیر

 بمیرد.

 


 
comment نظرات ()
 
 
مرگ
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱
 

مادرم

به حرمت پدر

 لباس عروسیش را

 روی پیراهن

 سیاهش

پوشید.


 
comment نظرات ()
 
 
مرگ پدر 2
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱
 

چون می خواستند مادرم

 زودتر از سیاه در بیاید

.

.

.

بعد از خاموش شدن چراغ پدر

مردان محل !؟

جلوی خانه یمان

 چهل چراغ روشن  کرده بودند.

 ولی نمیدانم

 چرا خانه مان

 اینقدرتاریک بود.


 
comment نظرات ()
 
 
مرگ پدر 1
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱
 

بعد از مرگش

 نمیدانم

 ما بر سر خاک میرویم

یا خاک

بر

 سر ما


 
comment نظرات ()
 
 
سلام و ....
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٥
 

شاید هم را  نمیدیدیم

ولی از همیشه بهتر احساستان می کردم

چه انهایی را که از صمیم قلب دوست داشتم و چه انهایی که باید تظاهر می کردم دوستشان دارم و لبخندهای الکی به هم تعارف میکردیم.

خدا را سپازگزارم که این همه خوبی و افراد خوب را در مسیر راه من گذاشت .

تمام دانش اموزان و همکارانم را حداقل با خاطره ای به یاد دارم که از یاداوری بعضی از این خاطرات تا صبح  بیدارم.

فاصله بین افراد تابعی از جغرافیا نیست

از خاطرات مشترک است

من به بعضی از شما خیلی نزدیکم

یک بار به قلب خود خوب بنگرید!!


 
comment نظرات ()
 
 
پدرم..تکیه گاه. دیروز و همیشه..
نویسنده : majid nazari - ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٤
 

.

.

.

بچه بودم

به پدرم تکیه می کردم 

و قد می کشیدم

و

.

.

.

 

حالا

بچه دارم

.

.

.

 

و فکر می کردم

پدرم به من تکیه می کند

 

چقدر اشتباه می کردم

 

 

من دستانت را بیش از همیشه دوست دارم

نوازشم کن

بگذار گذشت زمان را فراموش کنم

و مثل همیشه فقط به تو تکیه کنم

فقط به تو

آیینه خدا

در قلب منی

.

روی پیشانی ات نوشته

 محبت پدر شعبه دیگری ندارد.  

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
برای مادر.
نویسنده : majid nazari - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۳
 

 

 

 

 

تمام مدتی که مادرم بیدار بود

 

 داشت زندگی ما را وصله می کرد.

  خواب بودیم

و 

 نمی دیدیم

.

.

.

.

چه حیف

 

وقتی بیدار شدیم

 که او  خوابیده بود.

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
مادر باز هم راه برو.
نویسنده : majid nazari - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢
 

.

.

.

.خدایا مرا لحظه ای به بهشت ببر.

.

.

.

نه به خاطر

هر چه در آن هست

.

.

 

به خاطر قدمی

که مادرم بر چشمم می گذارد.

.

.

.

مادرم

باز هم

 راه برو.


 
comment نظرات ()
 
 
شمعی در باد
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٧
 

شمعم

 

ولی در باد

 

 

 

دیگر 

 

هیچ پروانه ای دور و برم نمانده

 

در خود می سوزم

و

اتاقی که روشنش کرده ام

 

پنجره ندارد

 

تا کی باید بسوزم؟

 

کوتاه تر از همیشه من و

 

 

 

  یلدایی تر از همیشه شب.

 

یکی نیست مرا خاموش کند؟

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
معلمی نان سفره انسانیت است.
نویسنده : majid nazari - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۱
 

.

.

.

همیشه دانش آموزیم حتی اگر ندانیم و یا ... نخواهیم
.

و همیشه سایه معلمی بر سر ماست
.

و باید آموخت

 تا بود.
.

معلمی نان سفره انسانیت است .
.

نمی دانم

.

 با یارانه

.

 یا

 بی یارانه

ولی با هر قیمتی که هست
.

خدا هیچ وقت سفره مان را بی نان نکند
.

آخر
.

نان برکت سفره است

استاد عزیز
.

با یک گل بهار می شود
.

این را اولین معلم بشر زمزمه می کرد

همیشه گل باشی.


 
comment نظرات ()
 
 
جشن کلاس اولی های مجتمع آنکارا
نویسنده : majid nazari - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸
 

با زحمات قابل تقدیر همکاران مجتمع در کلاس های اول و سوم و همچنین مدیریت و معاونت محترم و جمعی از اولیای دانش آموزان مراسم جشن الفبا در مجتمع بر گزار شد.

آنچه در ذیل می آید گزارش تصویری مراسم به کوشش آقای اکبرزاده همکار محترم کلاس سوم و چهارم می باشد

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                     

                          

 

 

      


 
comment نظرات ()
 
 
پله های نردبان من
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٧
 

.

.

.

.

.

.

.

 

مادرم اولین پله:

تکان نخور وگرنه می افتم

و پدرم دومین:

بایست وگرنه سیل مرا می برد

و سومین ......

..

.

حالا بر پله چهارم هستم

یادم نبود پله چهارم

دیگر پله اول است

.

.

.

.

.

.

 

راستی چرا این نردبان سه پله بیشتر ندارد؟

 


 
comment نظرات ()
 
 
معلمی و سازمان ملل
نویسنده : majid nazari - ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٦
 

دریکی از بیانه های بخش آموزش  بین الملل سازمان ملل به مناسبت روز جهانی معلم آمده است :
امروز در دنیا ، معلمی تنها آموزش و بیان ساده اعداد و ارقام و مسایل ساده زندگی نیست . آموزش ، تنفس است . به عمل رساندن توانایی ها و آفرینش نگاهی تازه است و کمک به بچه ها برای شناخت رویا هایشان و ساخت  دنیایی بهتر است . معلم های خوب به بچه ها کمک می کنند تا جوهر واقعی زندگی را بشناسند و ارزش هایی مانند احترام ، اعتماد ، گفت  و گو و تفکر انتقادی را گسترش دهد .

برگرفته از وبلاگ رسول پاپایی


 
comment نظرات ()
 
 
معلم ...حنجره...اندیشه
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٦
 

 معلمم .             

 بخواهم نخواهم باید حرف بزنم.

 اصلا تصور بر این است که از حنجره نان می خورم نه از اندیشه.

 دلم لک زده برای اینکه بنشینم و گوش بدهم .

 در کلاس استادی.

  از دانش آموزان هم می آموزم .

 ولی تازه گی ها نمی فهممشان!

  چه زود دارم دور می شوم از نسل بعد.

.

.

.

زیاد کلاس می روم من 

  آنقدر که گاهی یادم می رود بایستم وبه پشت سرم نگاه کنم .

نکند راه را دارم اشتباه می روم؟

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
امروز فردا
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٦
 

.

.

.

.

.

.

 

فردای شما

 امروز ماست!

!

هفته معلم مبارک باد.

 


 
comment نظرات ()