نوشته های من در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
حاجی فیروز
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
 

 

.

.

.

.

.

حاجی فیروزم

سیاهم می کنند تا بخندند

و عید ها دایره زنگی به دستم میدهند

تا سفره ام نان داشته باشد

سیر شدم

از این گرسنگی


 
 
عیدی امسال من!!!!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
 

.

..

.

.

.

.

.

.

امسال بر خلاف سالهای قبل

عیدی ام را

چند روز قبل از عید

 گرفتم.

یک اسکناس تا نخوردٌه نو

   آنقدر تیز 

 که دستم را برید

خدایا

تو به من

 عیدی

 نمی دهی؟

 


 
 
نان و سیاست؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
 

 چرچیل (نخست وزیر سابق  انگلیس) روزی سوار تاکسی شده  بود و به دفتر BBC برای مصاحبه
  می‌رفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت: آقا لطفاً  نیم  ساعت صبرکنید تا من برگردم.
 راننده گفت: "نه  آقا! من می خواهم سریعاً به  خانه  بروم تا سخنرانی چرچیل را از  رادیو
 گوش دهم."
 چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده  شد و یک  اسکناس ده پوندی
  به او داد.
 راننده با دیدن اسکناس گفت:  " چرچیل! کیه ولش کن اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر  می‌مانم!"


 
 
بهار بی بی جارو
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٧
 

تق تق

در را باز کرد

 عطر بی بی مشامم را نوازش داد

مرده ای گره ای زیر چانه اش بودم که غب غبش را از زیر چارقدش بیرون می انداخت.

و چای می خوردیم و غم ها را به زمستان می سپردیم و غرق سفره هفت سین می شدیم.

و بی بی اتا قش را که تمیز می کرد دل ما را هم جارو میزد

با همان جاروی قدیمیش که یک جوراب تنش  بود.

و تمیز تمیز با وسواس همیشگی اش

 باید مطمئن می شد غباری روی دل ما نمانده.

بی بی

راستی  هیچ می دانی چقدر دلم را خاک گرفته .

.

.

.

.

دل همه ما بی غبار باد

نوروزتان پربار

روزگارتان همیشه بهار


 
 
قایم باشک؟؟؟؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٦
 

 

 

 

معجزه‌ بازی چیست؟

که کودکان می‌دوند و

 نرسیده

دامن‌ها را از غبار می‌تکانند

 

چیست معجزه‌ بازی؟

که کودکان قایم می‌شوند

و پیداشان که می‌کنی

بزرگ شده‌اند!

علی محمد مودب


 
 
تیز هوش فرصت یا تهدید؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٠
 

کودک تیزهوشبر خلاف آنچه تصور می‌شود کودکان تیزهوش و با استعداد الزاما در زمینه تحصیل موفق‌تر از سایرین نخواهند بود. درحقیقت این گروه از دانش‌آموزان به علت داشتن هوش غیرعادی، اغلب با مشکلات بسیار زیادی مواجه می‌شوند. برای این‌که بتوانیم از استعدادهای بالقوه دانش‌آموزان تیزهوش به خوبی و در مسیر درستی استفاده کنیم باید بتوانیم به شناخت کاملی درباره آنچه سبب عدم تمرکز و در نتیجه عدم موفقیت آنها می‌شود دست یابیم تا به کمک آن نیازمندی‌های غیر معمول آنها برای یادگیری را فراهم کنیم. یکی از رایج‌ترین و متداول‌ترین مشکلاتی که کودکان تیزهوش و اطرافیان آنها با آن مواجه هستند این است که معمولا این کودکان بسیار مورد توجه هستند. توجه بیش از حد سبب می‌شود که آنها تصور کنند برای کسب موفقیت اصلا نیازی به کوشش و فعالیت ندارند. اگر چه معمولا این گروه از کودکان در مقاطع تحصیلی پایین‌تر نیاز به تلاش زیادی برای یادگیری ندارند، اما با ورود به مقاطع تحصیلی بالاتر و افزایش حجم و محتوای مطالب درسی معمولا با مشکل مواجه می‌شوند. چرا که اغلب برای یادگیری تلاش نمی‌کنند و یا این‌که اساسا با توجه به این‌ که پیش از این یادگیری را تجربه نکرده‌اند با روش صحیح درس خواندن آشنا نخواهند بود. به عبارت دیگر این افراد معمولا نمی‌‌توانند لزوم تلاش و کوشش برای انجام برخی از کارها را به آسانی بپذیرند. اگر میزان موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان تیزهوش برای یک دوره زمانی طولانی پایین‌تر از حد متوسط باشد، استعداد‌های بالقوه آنها توسط معلم شناخته نخواهد شد و در نتیجه چنین دانش‌آموزانی انگیزه‌‌های تشویقی لازم برای رسیدن به موفقیت را نخواهند داشت و بنابراین به تدریج تمایل به یادگیری در آنها کاهش خواهد یافت. آنها معمولا در انجام تکالیف مدرسه تنبلی کرده و حتی با مشکلات رفتاری مواجه می‌شوند. پسرهای تیزهوش در چنین شرایطی اغلب پرخاشگر و سلطه‌جو می‌شوند و کلاس درس را به تمسخر می‌گیرند. این در حالی است که واکنش دختران تیزهوش اندکی متفاوت است، آنها در چنین شرایطی مضطرب و نگران شده و به اختلالات روان‌‌تنی مانند دل درد مبتلا می‌شوند. برای جلوگیری از چنین پیامدهایی باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که ضریب هوشی تنها یکی از عوامل و عناصر موجود در دستور‌‌العمل‌ تعیین شده برای کسب موفقیت است و عوامل متعددی در پیشرفت دانش‌آموزان تاثیر‌گذار خواهد بود که از میان آنها می‌توان به انگیزه، توانمندی‌های اجتماعی و حمایت خانواده، دوستان و معلمان اشاره کرد. با تاکید بر اهمیت پشتکار و سختکوشی می‌توان از گرفتار شدن کودکان در دام تنبلی و سستی جلوگیری کرده و آنها را در مسیر رسیدن به موفقیت راهنمایی کرد. منبع: جام جم دنیای حرفه و فن


 
 
معلم 2
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٠
 

.

.

.

.

..

سلام که کرد طلبکار بود شاید از من

و شاید از زندگی

رفت سر جایش نشست

زیر چشم داشت حرف میزد یا غرنمی دانم

می خواستم در گوشش بگویم من مسبب مشکلات تو نیستم

ولی می دانستم هر چه بگویم نصیحت است و او متنفر از نصیحت

لبخند زدم

گفتم امروز درس نمی دهم

نگاهم کرد

احساس کردم دارم به یک تکه یخ نگاه می کنم

ای کاش می دانست می خواهم کمکش کنم

دوباره سرش را پایین انداخت

دغدغه اصلی من اون بود

ولی چطور میشد این را بهش فهماند

گفتم هر کس هر چی می خواد بگه

زیر لب یه چیزی گفت

نخواستم بپرسم

ولی از خندهٌ بچه ها می شد بفهمی چرتی گفته

به خودم می پیچم

خدایا چکار کنم

بیرون کنم یا تهدید

می دانم کار ساز نیست اصلا

می نشینم

به کارم فکر می کنم

ای کاش جامعه می فهمید معلمی مدیریت لحظه هاست

لحظه هایی که  نحوه برخورد در هر کدام از آنها  آینده جامعه  را رقم می زند

دستش را بلند می کند بریم بیرون

بگم نه باختم

برو

.

.

 

 

امروز باز هم صورت مسئله را پاک کردم

مسئله ای که مجهول هایش را نمی دانم

چون در جایی بیرون از کلاس طرح می شود.

خدایا کمکم کن تا کمک کنم.

(برگی از خاطرات یک معلم)

 

 


 
 
معلم
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٠
 

....

.

.

.

.

.

گفتم  بارانم که باید ببارم

فارغ از اینکه کجا و بر سر کی

یا چاهم که تمام رنج های دور و برم را جایی دارم در دل

و یا نقاشی که سر کار بر صورتم لبخند نقاشی می کنم

تا همه را شاد کنم

یا شاید مسافری که در دل برف میرود تا راهی گذارد که اهالی ابادی گم نشوند

و.....

گفتم نه

همهٌ اینها را با هم

تا وقتی که

 معلمم

 


 
 
آینه
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
 

 

خود را در آینه دید

جلو تر رفت

باز هم جلو تر

آنقدر که صدای گذشته اش را شنید

و داستان قلبش را

دلش هری ریخت

تو دیگر تو نیستی

این را صدای قلبش می گفت.


 
 
خواب یا بیدار؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
 

.

.

.

صدای شکستن مادرم می آمد

می شنیدم

و نمی شنیدم

 

پدرم چروک های صورتش را

حاشا می کرد

می دیدم

و نمی دیدم

 

گلوی معلمم

ازکویر معرفت من خشک می شد

و

من در تمام این مدت

خود را به خواب زده بودم

 

و بعد

آوار عمر بیدارم کرد.

در این ویرانه زندگی ام

کاش می توانستم باز هم بخوابم

این بیداری

 دارد

 مرا خرد می کند.


 
 
انسان حاصل جمع قضاوتهای خود است.
نویسنده : majid nazari - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٤
 
زن ومردجوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند.روزبعدضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال  آویزان کردن رخت‌های  شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید.
احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک  شدن آویزان می‌کرد،
زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بندرخت تعجب کردوبه همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده.."

مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!

زندگی هم همینطور است.وقتی که رفتار دیگران رامشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه ‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی،بد نیست توجه کنیم به اینکه خوددر آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم.

برگرفته از وبلگ مدیرسرا


 
 
سرباز.
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
 

.

.

.

.

.

.

آخرین تیرش را در خشاب گذاشت.

در پی یافتن توجیهی برای شلیک بود.

باز هم سینه آسمان را شکافت.

تنها جایی که نه اشکی می ریخت ونه خونی.

با لبخند به سمت خاکریز بر می گشت.

قلبش تیری کشید.

بیچاره

یادش نبود همه به آسمان نگاه نمی کنند.

 


 
 
پرواز!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
 

پرنده را که گرفت نیش خندی زد

"عمرا دیگر بپری"

بالش را هم بست وروی قفس  پارچه ایی کشید

پرستو در دل  خندید

تازه امروز فهمید که چقدر بال برای پروازش حقیر بوده.

 


 
 
ماری که آرزو می کردی که زهرش کشنده بود!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
 

.

.

.

.

.

.

.

زبان درنده‏اى است ، اگر واگذارندش بگزد .


 
 
نهج البلاغه 2
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

[ و فرمود : ] هر که بى محابا به مردمان آن گوید که نخواهند ،

در باره‏اش آن گویند که نداند .

دل بی خرد در دهان اوست و زبان خردمند در دل او

پیروزى به دور اندیشى است و دور اندیشى در به کار انداختن رأى و به کار انداختن رأى در نگاهداشتن اسرار .


 
 
آب...نان...زندگی
نویسنده : majid nazari - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

باران که گرفت همه می دویند از ذوق

و به فکر آبی بودند

 که خیسشان می کرد

فقط یک مقنی گل اندود شده

,مثل قوری ذغالی,

 ته چاه  

 به آسمان نگاه می کرد

او در فکر نان بود.

 


 
 
دعای شب عید؟!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧
 

.

.

.

.

خدایا

توکه می توانی

با قلمت لبخندی بر لبم بکش

تا سر سفره هفت سین

 مادرم نفهمد

دارم برای ماهی تنگ 

گریه می کنم.


 
 
رنگین کمان آیا فقط کنار هم نشستن هفت رنگ است؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧
 
کوچه های خاکی ده

سال ها پیش در کوچه پس کوچه های خاکی ده روزگار را به بازی می گذراندیم و حتی قد خمیده مادر و دست های پینه بسته پدر نیز نمی توانست شیرینی دوران کودکی ما را بر هم زند.

سپیده سحر که بوی نان داغ و دود تنورها به همراه رایحه دل انگیز باران و خاک در فضا می پیچید در گوشه ای از آسمان زیبای ده رنگین کمانی زیبا خود را به رخ پریرویان آبادی می کشید.

وقتی از بزرگترها می پرسیدیم میگفتند فاطی خانم مشغول بافتن فرش است !!

و این گونه بود که ما با رویای رنگین کمان بزرگ و بزرگتر شدیم و هر چه بزرگتر شدیم رویاهای آسمانی ما هم رنگی دیگر گرفت!!

امروز نه ما و نه بچه های ما آفتاب و رنگین کمان را نمی شناسیم.

بچه های ما به رویاهایشان پناه برده اند اما رویاهایشان نیز چون آسمان خیالشان خاکستریست.

به بچه های ما یاد داده اند که رنگین کمان بیش از یک رنگ نیست !!!

زیرا آنها که رنگ ها را شناختند زنده نماندند که برای ما از ماورای  رنگ ها سخن گویند.

در نظر تمامی دلبستگان به دنیا رنگین کمان بیش از یک رنگ نیست ودر پس این رنگ است که عشق، شرف و مردانگی و صداقت رنگ می بازد!!!

وبلاگ www.khanabad.ir


 
 
نهج البلاغه 1
نویسنده : majid nazari - ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥
 

.

.

.

.

[ و فرمود : ] هیچ کس چیزى را در دل نهان نکرد ، جز که در سخنان بى اندیشه‏اش آشکار گشت و در صفحه رخسارش پدیدار

ترجمه استاد شهیدی


 
 
هنر کودکان والدین.
نویسنده : majid nazari - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥
 

بهادادن به هنـــــرهای کــــودکان :

کودک امروز آینده فردای جامعه هر کشور را تضمین می کند و به نوعی خلاقیت هایی که دروجودشان حاکی است اگر ارزش و بها داده شود می توانند در آینده نزدیک به نوعی به ارزشهای خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و می توان گفت ایده ها و نظرهایشان با کوچک بودن ازدید ما ایده های بزرگی ازدید خودشان می باشد که اگر این ایده ها را از بعدی دیگر نگاه کنیم می تواند به نوعی ایده های بزرگی برای ماهم به حساب آید. در بعضی از انسانها دیده می شود که در سنین پایین آموزشهایی دیده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقیت هایشان بالاتر از دیگر افراد آن گروه سنی می باشد و می توان گفت که از کودکی مسیری را برای خود روشن کرده اند.

کودکانی وجود دارند که با سنین پایینی که دارند نوازندگان خوبی هستند و یا عده ایی از آنها هستند که کار با رایانه را به راحتی انجام می دهند و کارهایی ناخداگاه انجام می دهند که اصلا به سنین آنها نمی خورد. دربعضی از خانواده ها دیده می شود که بدون هیچ توجهی از کنار این هنرها و کارها به سادگی می گذرند و به جای تشویق فرزندانشان با یک کلمه " آفرین " یا " خوب است " و یا " برو حوصله ندارم " به راحتی از آن حرکت مثبت می گذرند ولی اگر بلعکس فقط با دادن یک کادوی کوچک آنها را تشویق کنیم فردای آن روزبه کارهای فراتر از آن می پردازند و یا با جدیت بیشتر به تمرین های آموزشی خود می پردازند . تمامی این حالات درزمانی میتواند اتفاق بیفتد که ذهنیت فرزندانمان رو به شاد بودن و یا بهتر است بگوییم رو به مثبت حرکت کند و هیچگونه فکر اضافی و یا فکر منفی برای ذهن آنها تراشیده نشده باشد.

برگرفته از نوشته های حامد سلطانی


 
 
همه چیز از یک سر درد ساده شروع شد!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥
 

.

.

.

.

.

سرش درد می کرد

قرصی خورد تا سر دردش خوب شود

خوابش گرفت

خوابید تا آرام گیرد

کابوس دید

از خواب پرید

دیگر نه سرش درد می کرد نه خوابش می آمد

بیدار نشست و دوباره یک داستان کوتاه نوشت.

نویسنده ما سرش درد می کند برای سر درد.


 
 
شش اصل مهم که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٤
 

«بیل گیتس»، رئیس «مایکروسافت» از بزرگترین ثروتمندان جهان، در یک سخنرانی در یکی

از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند». او شش اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان کرد.

به گزارش ایسنا، اصول بیل گیتس به این شرح است:
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید. 

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که

قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.


اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العادهزیادی پرداخت نخواهد کرد.

 به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهزو تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش

 زحمت بکشید.


اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، معلم شما سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است،

  چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.


اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کاراصطلاح دیگری داشتند،

 از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.


اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید

و از اشتباهات خود درس بگیرید.

مجله شادکامی


 
 
پنیر و خنگی!!!!!!!
نویسنده : majid nazari - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۳
 

.

.

.

.

.

.

.

.

کتکم میزدند

 که پنیر نخورم

تا خنگ نشوم.

نمی دانم پنیری که نخوردم

 خنگم کرد

یا

 چوبی که خوردم؟


 
 
خواب یا بیدار؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۳
 

 

 

 

 

 

 

تمام مدتی که مادرم بیدار بود

 

 داشت زندگی ما را وصله می کرد.

  خواب بودیم

و 

 نمی دیدیم

.

.

.

.

چه حیف

 

وقتی بیدار شدیم

 

 که او  خوابیده بود.


 
 
بیاموزیم که...............
نویسنده : majid nazari - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 
از وبلاگ مدرسه ایران در لاهه

 
 
یادمان نرود؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

 یادم باشد

 یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،

یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من دل نیست ،

یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،

یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،

یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،

یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !

یادم باشد :هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه 

می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...

یادم باشد: می توان با گوش سپردن به آوازدوره گردی که از سازش عشق می بارد به

اسرار عشق پی برد و زنده شد !

یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ،

یادم باشد: هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...

و یادمان باشد :هیچگاه از راستی نترسیم !

http://amooz2.blogfa.com/


 
 
پاک کنم یا نکنم؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

بر اساس تحقیقات به عمل آمده از سوی محققان برجسته دانشگاه هاروارد معلوم شده است که استفاده از پاک کن باعث می شود که دانش آموز اول مطلب را بنویسد بعد راجع به درستی یا نادرستی آن فکر کند اما اگر پاک کن در اختیار نداشته باشد اول فکر می کند بعد مطلب مورد نظر را می نویسد به همین خاطر از پاک کن به عنوان هیولای آموزشی نام برده اند.امروزه در کشورهای پیشرفته استفاده از پاک کن توسط دانش آموزان ممنوع اعلام شده است.

از این رو به معلمان گرامی ( به ویژه مربیان پیش از دبستان و معلمان دوره ابتدایی ) توصیه می شود دانش آموزان و والدین آن ها را در مورد استفاده از پاک کن هشدار دهند تا در آینده نزدیک شاهد افرادی باشیم که به جای اقدام قبل از تفکر اول فکر کنند و آن گاه عمل نمایند.

http://amooz2.blogfa.com/