نوشته های من در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
برای مادر.
نویسنده : majid nazari - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۳
 

 

 

 

 

تمام مدتی که مادرم بیدار بود

 

 داشت زندگی ما را وصله می کرد.

  خواب بودیم

و 

 نمی دیدیم

.

.

.

.

چه حیف

 

وقتی بیدار شدیم

 که او  خوابیده بود.

 

 


 
 
مادر باز هم راه برو.
نویسنده : majid nazari - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢
 

.

.

.

.خدایا مرا لحظه ای به بهشت ببر.

.

.

.

نه به خاطر

هر چه در آن هست

.

.

 

به خاطر قدمی

که مادرم بر چشمم می گذارد.

.

.

.

مادرم

باز هم

 راه برو.