نوشته های من در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
قفس
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۱
 

.

.

.

.

از میان تمام میله های قفسم

دلم برای میله ی لرزانی که رویش می نشینم

می سوزد

او هم

در تلاش من

برای رهایی

زخمی شده است.

میترسم

پرواز کنم

و

او تنها بماند.


 
 
سرگیجه
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۱
 

.

.

.

.

دنیا

دور سر پدرم میچرخید

تا

چرخ زندگی ما را بچرخاند

بیچاره پدرم

تا زنده بود

هیچ وقت

سر گیجه اش

خوب نشد.


 
 
عشق
نویسنده : majid nazari - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۱
 

 

عشق یعنی

 

 

 

گدا

 

 

 

همه ی سکه های صدتومنی آبروبرده اش را

 

 

 

داد

 

 

 

و یک هزاری نو گرفت

 

 

 

گذاشت لای قران

 

 

 

برای عیدی  دخترش