نوشته های من در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
معلم ...حنجره...اندیشه
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٦
 

 معلمم .             

 بخواهم نخواهم باید حرف بزنم.

 اصلا تصور بر این است که از حنجره نان می خورم نه از اندیشه.

 دلم لک زده برای اینکه بنشینم و گوش بدهم .

 در کلاس استادی.

  از دانش آموزان هم می آموزم .

 ولی تازه گی ها نمی فهممشان!

  چه زود دارم دور می شوم از نسل بعد.

.

.

.

زیاد کلاس می روم من 

  آنقدر که گاهی یادم می رود بایستم وبه پشت سرم نگاه کنم .

نکند راه را دارم اشتباه می روم؟