نوشته های من در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
معلم ........................و دیگر هیچ
نویسنده : majid nazari - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧
 

نوشته زیر  بر گرفته از وبلاگ زن متولد ماکوست

سال اول دبیرستان خانم ناهید کاشف مدیرمان بود . زن که نه شیرزن بود . مانند نظامی ها سر بالا و سینه به جلو قدم برمی داشت . این زن را چقدر دوست داشتم . مدیر و مدبر و سیاستمدار و هنرمند و خلاصه همه فن حریف بود . خیلی آرزو داشتم مانند او باشم .

یکی از روزهای ماه رمضان با همکلاسی ام در حیاط مدرسه قدم زنان از پدر و مادرهایمان شکایت می کردیم که برادرها را بیشتر از ما دوست دارند . او داشت از خدا گله می کرد و می گفت : اخه  خدا جون چرا دختر و پسر را مساوی خلق نکردی ؟ من سه سالست که جان می کنم و روزه می گیرم اما برادر گردن کلفتم که یک سال از من بزرگتر است با پرروئی جلو جشم من گرسنه  ، زولبیا می خورد . این همه زحمت کشیدی و آدمها را خلق کردی خوب مساوی خلق می کردی ؟ من نیز گله مند بودم و می گفتم : پدرم اول سال  برای همه ما خودنویس خریده بود . حالا برادرم خرابش کرده موقع نوشتن باید کمی کاغذ دور خودنویس بپیچد که انگشتانش جوهر نشود دیشب خواست خودنویس سالم مرا با مال خودش عوض کند . من اعتراض کردم . خوب حق داشتم . میخواست مواظب وسایلش باشد و خرابش نکند من چرا باید تاوان بی لیاقتی او را بدهم ؟ بالاخره مادرم گیس سفیدی کرد و خودنویس سالم مرا از دستم گرفت و به او داد و در مقابل اعتراض من به صورتم سیلی کوبید و گریه ام را نیز با صدای خشن « صدایت را ببر» خاموش کرد .  این بار اول نبود که مرا فدای بچه های دیگرش می کرد  بی انصاف . سرگرم  صحبت و ناسزا و نفرین به زمین و زمان بودیم . داشتم می گفتم : اصلا چرا ما دختر شدیم ؟  که صدائی توجه مان را جلب کرد خانم کاشف بود که می گفت : مرد شدن آسان است و مرد فراوان ، تلاش کن که شیرزن باشی .

خانم ناهید کاشف هر جا که هستی از دور بر دستانت بوسه می زنم . دوست داشتم برای تبریک روز معلم و مقام والایت برایت ارمغانی شایسته تهیه کنم اما صد افسوس که شرمنده ام و رو سیاه و آنچه که انتظارش را داشتی نشدم ، هیچ نشدم . 

شعری از احمد سلجوق شاعر ترکیه را به حضورت تقدیم می کنم . باشد که پوزش شاگرد روسیاهت را بپذیری .

 

اؤیره تمنیم ( معلمم )

 

منه نه لر اؤیره تمیشدین / به من آنچه که آموخته بودی 

اونوتمادیم اؤیره تمنیم   /  فراموش نکردم معلمم 

آما گه ل گؤر ، یئنه آدام  / اما بیا و ببین باز هم

اولامادیم ، اؤیره تمنیم    / نتوانستم آدم شوم معلمم 

...

ازبرله دیم هر درسینی / هر درسی که ازبر کردم

یاشاتدیلار هئپ ترسینی / برعکسش را تجربه کردم

موتلولوغون آدرسینی/ آدرس خوشبختی را   

بولامادیم ، اؤیره تمنیم / نتوانستم پیدا کنم ، معلمم 

...

هانی دوغرو بوکولمه زدی / آخه می گفتی راست خم نمیشود   

هانی حقلی ازیلمزدی  / آخه می گفتی محق له نمی شود 

هانی داغلار ییخیلمازدی / آخه می گفتی کوه داغون نمی شود

ییخیلدیم به اؤیره تمنیم  / داغون شدم معلمم

...

دفتر باشقا ، قلم باشقا  / دفتر جدا ، قلم جدا

یاشادیغیم عالم باشقا   / عالمی که زندگی می کنم جدا 

شویله گؤزل گرچک عاشقا / به عشق زیبای واقعی 

دوشه مه دیم اؤیره تمنیم / نتوانستم برسم ، معلمم 

...

اینسانلیغین آدی پارا  / اسم انسانیت پول 

بو حیاتین دادی پارا  / لذت زندگی پول 

حسرت قالدیم دوسلوقلارا /  در حسرت دوستی ها ماندم 

گؤره مه دیم اؤیره تمنیم / نتوانستم بیابم معلمم 

...

هر شئی یئرلی یئرینده  / هر چیز جای خودش

بوتون سیرلار درینده  / هر رازی در عمق خودش 

سوچ منده می یا قدرده / گناه من است یا سرنوشت ؟ 

بیله مه دیم اؤیره تمنیم / نتوانستم دریابم معلمم 

...

ساکین گئتمه سین آغرینا  /مبادا که فراموش شود )   

بیر اومودوم یوخ یارینا/ هیچ امیدی به فردا ندارم

اوتانجیمدان مزارینا  /  از فرط شرمندگی سرقبرت هم

گله مه دیم اؤیره تمنیم  / نتوانستم بیایم معلمم  

......