نوشته های من در ترکیه

وبلاگ شخصی مجید نظری

 
محرم؟
نویسنده : majid nazari - ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳
 

چه گواراست این شربت زعفرانی
اما تشنه از محله ی ما رفت
عباس تعزیه .

*

هر روز و هرسال
مداح ها
تو را در هیئت ها سر می برند
و تو هنوز زنده ای .

*

ما را ببخش
پولمان نرسید
از تهران مداح دعوت کنیم
کرایه ی استریو و اکو هم نداشتیم
صدای بد مرا بپذیر
از اینجا
از همین بلندگوی دستی .

*

لب این حوض می نشینم
چنگ ابی بر می دارم
و به آن زل می زنم
وقتی بهانه ای ندارم
برای سرودنت .

*

نه تابلوهای فلکسی
نه شمایل های  سه در پنج
نه استریوهای ۸ باند
نه انبوه جمعیت
چه مجلس خلوتی داری اینجا
فقط منم و دوازده بند محتشم .

سعید بیابانکی