معلم

....

.

.

.

.

.

گفتم  بارانم که باید ببارم

فارغ از اینکه کجا و بر سر کی

یا چاهم که تمام رنج های دور و برم را جایی دارم در دل

و یا نقاشی که سر کار بر صورتم لبخند نقاشی می کنم

تا همه را شاد کنم

یا شاید مسافری که در دل برف میرود تا راهی گذارد که اهالی ابادی گم نشوند

و.....

گفتم نه

همهٌ اینها را با هم

تا وقتی که

 معلمم

 

/ 1 نظر / 19 بازدید

متشکرم