محرم؟

چه گواراست این شربت زعفرانی
اما تشنه از محله ی ما رفت
عباس تعزیه .

*

هر روز و هرسال
مداح ها
تو را در هیئت ها سر می برند
و تو هنوز زنده ای .

*

ما را ببخش
پولمان نرسید
از تهران مداح دعوت کنیم
کرایه ی استریو و اکو هم نداشتیم
صدای بد مرا بپذیر
از اینجا
از همین بلندگوی دستی .

*

لب این حوض می نشینم
چنگ ابی بر می دارم
و به آن زل می زنم
وقتی بهانه ای ندارم
برای سرودنت .

*

نه تابلوهای فلکسی
نه شمایل های  سه در پنج
نه استریوهای ۸ باند
نه انبوه جمعیت
چه مجلس خلوتی داری اینجا
فقط منم و دوازده بند محتشم .

سعید بیابانکی

/ 5 نظر / 5 بازدید
غریبه

یاد تو داغی نشاند بر دل بریان من زلف تو در هم شکاند توبه و پیمان من بی تو دل و جان من ، سیر شد از جان و دل جان و دل من تویی ، ای دل و ای جان من

سیدمحسن سیدین

شبی به سوز درون آن غریب را خواندیم هزار مرتبه ام الیجیب را خواندیم شبی که از بن هر دل سیل جاری بود صدای گریه ی صدها کمیل جاری بود سلام این کار هم مثل بقیه کارهای آقای بیابانکی زیبا بود ، ممنون از حسن انتخابتون.

معلم عاشق

چو در این دهه بشکفد ز لبت شکوفه های دعا تو را به دوستی التماس دعا

آب ابي دريا آبي

سلام . خسته نباشيد. ايام سوگواري را به شما همكار گرامي تسليت عرض مي كنم.[گل]