موش.... شیر یا گربه!

.

.

.

 

گربه

 

 به  بچه هایش یاد می داد

 

جلوی موش  شیر باشند

 و

جلوی شیر  موش

..

.

.

.

بیچاره

 انقدر نقش موش را بازی کرد که

دیگر خودش هم یادش رفت

 روزی  شیر بوده!

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
مریم سید ترابی

سلام معلم عزیزم یادش بخیر یک لحظه حضور در جلسات شما یک عمر درس معرفت و زندگی بود برامون . از صمیم قلب روزتون را صمیمانه تبریک می گویم: روز معلم مبارک

عطیه السادات حسینی

سلام و درود استاد عزیز خیلی خوشحالم که بطور اتفاقی وبلاگ شما را پیدا کردم من دبیرستان دانش آموز شما بودم و هیچگاه شما و آن تدریس بی مثال شما را فراموش نمیکنم روز معلم رو خدمت شما و همه معلمانی که با قلبشان آموزش میدهند نه با کتاب تبریک میگویم حالا من دانشجوی سال سوم علوم سیاسی دانشگاه شاهدتهران[گل] هستم و مفتخرم که روزی دانش آموز شما بوده ام

mahak

یکبار به مترسکی گفتم لابد از ایستادن دراین دشت خسته شده ای؟ گفت لذت ترساندن عمیق وبایدار است من از آن خسته نمیشوم . دمی اندیشیدم و گفتم درست است چونکه من هم مزه این لذت را چشیده ام . گفت فقط کسانی که تنشان از کاه باشد این لذت را میشناسند. انگاه من از انجا رفتم وندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من . یک سال گذشت ودر این مدت مترسک فیلسوف شد هنگامی که از انجا میگذشتم دیدم دو کلاغ زیر کلاهش لانه میسازند. از کتاب دیوانه